
بدن، آخرین شاهد بحران
گاهی بحران تمام میشود، اما بدن هنوز باور نکرده است. خبرها آرامتر میشوند، خیابانها کمی عادیتر به نظر میرسند، صداها کمتر میشوند، آدمها دوباره

گاهی بحران تمام میشود، اما بدن هنوز باور نکرده است. خبرها آرامتر میشوند، خیابانها کمی عادیتر به نظر میرسند، صداها کمتر میشوند، آدمها دوباره

برای اینکه گفتوگو واقعاً شکل بگیرد، فقط حضور فیزیکی آدمها یا ردوبدل شدن کلمهها کافی نیست. گفتوگو زمانی ممکن میشود که چند توانایی درونی

برای شنیدن پادکست 38 دقیقه و 46 ثانیه ای میناب بر روی دکمه پخش زیر کلیک نمایید. میناب، میناب… نامت دیگر فقط نام

جنگ، فقط برخوردِ موشک و بمب نیست. جنگ، وقتی به زیرساخت میرسد، دیگر فقط چیزی را «نمیزند»، آینده را مختل میکند. برق، آب، درمان،

سال نو همیشه با «شور و امید» شروع نمیشود. گاهی با صدای جنگنده، خبر بد، خستگی عصبی، ترس از فردا، و حسِ تعلیق شروع

اگر میدانستی به بعضی از مهمترین مقصدهای زندگیات میرسی -نه لزوماً آسان، نه بیهزینه، فقط دیرتر- این روزها را چطور زندگی میکردی؟ آیا باز

ما نمىتوانیم با تمام وجود دوست بداریم، زیرا «با تمام وجود دوست داشتن»، یعنی تمام بخشهای خودمان که در آنها به طرف مقابل خشم

«بخشیدن» برای مردم امری طبیعیست. مردم فقط زمانی اموال خودشان را محکم میچسبند و طمعکار میشوند که ادراک آنان براساس کمبود و ترس باشد.

یکی از کارهایی که تاثیرات عجیبی در روابط دارد، دادن فضا به دیگران برای اینکه «خودشان باشند» است. ما به طور معمول در «بودنِ»

کسي که به خود عشق نمیورزد، نمیتواند عاشقِ دیگران باشد. آن که خویشتنْدوست نیست، دوستیاش به چه میارزد؟ چهگونه میتوان دیگران را دوست داشت